چرا آلودگی افلاتوکسین، سموم و فلزات سنگین برای صادرات به اروپا حیاتی است؟
اتحادیه اروپا یکی از سختگیرانهترین نظامهای ایمنی غذایی در جهان را دارد. حدود مجاز افلاتوکسین، باقیمانده سموم (MRL) و فلزات سنگین در مقررات مختلف اروپایی تعریف شده و مرجع اصلی ارزیابی علمی، EFSA است. برای صادرکنندگان ایرانی خشکبار، پسته، کشمش، خرما و دانههای روغنی، این استانداردها فقط یک الزام فنی نیستند؛ بلکه مستقیماً با ریسک برگشت کالا، هزینههای مالی و تصویر برند ملی ایران در ذهن خریدار اروپایی گره خوردهاند.
هر محمولهای که با HS Code مشخصی وارد گمرک اروپا میشود، در معرض نمونهبرداری تصادفی یا هدفمند قرار دارد. سوابق قبلی آلودگی از یک کشور یا یک گروه محصول، احتمال کنترل را بالا میبرد. بنابراین چند محموله آلوده از ایران، میتواند به تشدید بازرسیها برای همه صادرکنندگان منجر شود و هزینه و زمان دسترسی به بازار را افزایش دهد.
در این فضا، اتکا به «یک تست مقطعی پیش از حمل» کافی نیست. خریدار حرفهای اروپایی بهدنبال سیستمی از اقدامات پیشگیرانه، پایش مستمر و استفاده از آزمایشگاههای معتبر است. این مقاله تلاش میکند با تمرکز بر محصولات شاخص ایران و تجربههای رایج بازار، چارچوبی عملی برای کاهش ریسک آلودگی و عبور ایمن از فیلتر آزمایشگاهی اتحادیه اروپا ترسیم کند.
استانداردهای کلیدی اتحادیه اروپا برای افلاتوکسین و باقیمانده سموم
حدود مجاز افلاتوکسین برای خشکبار و دانههای روغنی
اتحادیه اروپا در مقررات خاص مربوط به آلایندهها، حدود بسیار پایینی برای افلاتوکسین بهویژه در پسته، فندق، بادام، کشمش و برخی دانههای روغنی تعیین کرده است. برای مثال، در بسیاری از محصولات، مجموع افلاتوکسینهای B1، B2، G1 و G2 باید در محدوده میکروگرم بر کیلوگرم (ppb) قرار گیرد که اغلب کمتر از سطوح پذیرفتهشده در کشورهای منطقه است. این فاصله، دلیل اصلی بروز عدمانطباق در محمولههای ایرانی است.
از نگاه خریدار اروپایی، «کنترل افلاتوکسین» یعنی:
- استفاده از روشهای تحلیلی تأییدشده (معمولاً کروماتوگرافی مایع با دتکتور فلورسانس یا LC-MS/MS)
- نمونهبرداری نماینده از حجم واقعی محموله، مطابق پروتکلهای اتحادیه اروپا
- ردیابی مزرعه، انبار و واحد فرآوری مرتبط با هر محموله
MRL سموم؛ نقطه حساس انگور، کشمش و خرما
MRL یا حداکثر باقیمانده مجاز هر سم، برای هر محصول و در هر بازار متفاوت است. اتحادیه اروپا بهطور منظم MRLها را بازنگری و در بسیاری موارد سختگیرانهتر از سایر بازارها تعیین میکند. چالش اصلی برای کشمش و خرمای ایرانی این است که:
- برخی سموم پرمصرف در ایران (بهخصوص قارچکشها و حشرهکشهای تماسی) در اروپا محدود یا ممنوع شدهاند.
- فاصله زمانی آخرین سمپاشی تا برداشت (کارنس) در مزرعه بهدرستی رعایت نمیشود.
- کشاورز، ترکیب دقیق سموم استفادهشده را ثبت نکرده و صادرکننده برای انتخاب نوع آزمایش با عدمقطعیت مواجه است.
در چنین شرایطی، بدون طراحی یک برنامه پایش مزرعهمحور و ارتباط سیستماتیک با تأمینکننده، ریسک عبور تصادفی از MRLها حتی در صورت انجام تست مقطعی، بالا باقی میماند.
فلزات سنگین؛ ریسک خاموش در برخی مناطق تولید
فلزات سنگین مانند سرب، کادمیوم و در مواردی آرسنیک، بیش از آنکه به مدیریت روزمره کشاورز مربوط باشند، تابعی از خاک، آب، نوع کود و نزدیکی به منابع صنعتی هستند. مقررات اروپایی برای فلزات سنگین در گروههای مختلف محصول (مانند دانههای روغنی، ادویهجات و محصولات خشک) حدود مشخصی تعریف کردهاند.
برای برخی محصولات ایرانی، مانند کنجد، برخی دانههای روغنی و حتی خشکبار برداشتشده از مناطق نزدیک به صنایع سنگین، انجام دورهای تست فلزات سنگین (معمولاً با تکنیکهای طیفسنجی اتمی) بخشی از «نقشه ریسک» محسوب میشود، نه صرفاً یک اقدام تشریفاتی.
نقش مدیریت مزرعه، برداشت و انبارش در کاهش ریسک آلودگی
در مزرعه: از انتخاب رقم تا مدیریت سموم
افلاتوکسین محصول رشد قارچ Aspergillus روی محصولاتی مانند پسته و ذرت است. حساسیت رقم، وضعیت سلامت درخت، تنش خشکی و تغذیه نامتوازن، همه احتمال آلودگی را افزایش میدهند. از سوی دیگر، الگوی سمپاشی غیراستاندارد، نهتنها ریسک MRL را بالا میبرد، بلکه در صورت تضعیف جمعیت حشرات مفید، میتواند شرایط را برای توسعه قارچها مهیاتر کند.
اقدامات کلیدی در مزرعه شامل:
- آموزش کشاورزان درباره سموم مجاز برای بازار اروپا و رعایت دوره کارنس
- توسعه دفترچه ثبت عملیات مزرعه (سمپاشی، کوددهی، تاریخها و مقادیر)
- مدیریت آبیاری و تغذیه برای کاهش تنش گیاه
- انتخاب رقمهای کمریسکتر از نظر ترکخوردگی و حساسیت به قارچ
در برداشت: مدیریت رطوبت و آلودگی ثانویه
زمان و شیوه برداشت در خشکبار و خرما مستقیماً بر رطوبت، آلودگی میکروبی و احتمال رشد قارچ تأثیر میگذارد. تأخیر در جمعآوری محصول افتاده روی زمین، خشککردن کند در شرایط رطوبتی بالا یا آلودگی فیزیکی (خاک، سنگریزه) محیطی، زمینه را برای رشد قارچهای تولیدکننده مایکوتوکسین فراهم میکند.
برخی اقدامات عملی عبارتاند از:
- برداشت در بازه زمانی بهینه و اجتناب از رها شدن طولانیمدت محصول رسیده روی درخت یا زمین
- خشککردن سریع و کنترلشده (چه در آفتاب، چه در خشککن صنعتی) تا رسیدن به رطوبت هدف
- جلوگیری از تماس طولانی محصول با خاک و گردوغبار در حین خشککردن و حمل اولیه
انبارش و فرآوری: مهمترین حلقه کنترل افلاتوکسین
حتی اگر محصول در برداشت وضعیت مناسبی داشته باشد، انبار نمناک، تهویه ضعیف یا بستهبندی نامناسب میتواند در ماههای بعدی منجر به توسعه آلودگی شود. برای پسته، کشمش و دانههای روغنی، مدیریت انبارش و فرآوری شامل:
- نگهداری در دمای کنترلشده و رطوبت نسبی پایین
- پاککنی، سورتینگ و جداسازی هستههای آسیبدیده، کپکزده یا تیرهرنگ
- بازرسی چشمی مکرر و نمونهبرداری دورهای در زمانهای انبارداری طولانی
تجربه بازار نشان میدهد که واحدهای فرآوری با پروتکلهای سختگیرانه سورتینگ و کنترل رطوبت، بهطور معناداری ریسک افلاتوکسین را نسبت به میانگین کاهش میدهند.
ساختار یک برنامه پایش آزمایشگاهی مؤثر؛ از مزرعه تا پیش از بارگیری
تعریف «نقشه ریسک» بر اساس محصول و مقصد
قدم اول، پذیرش این واقعیت است که تمام محصولات به یک اندازه پرریسک نیستند. پسته، کشمش، فندق، برخی دانههای روغنی و محصولات تولیدشده در مجاورت صنایع سنگین، اولویت بالاتری برای پایش افلاتوکسین، سموم و فلزات سنگین دارند. علاوهبراین، تفاوت بازار مقصد (مثلاً اروپا در مقایسه با خاورمیانه) نوع و حساسیت تستها را تعیین میکند.
یک «نقشه ریسک» ساده، برای هر محصول و منطقه تولید، موارد زیر را مشخص میکند:
- آلودگیهای اصلی محتمل (افلاتوکسین، نوع سموم رایج، فلزات سنگین)
- مرحلهای از زنجیره که بیشترین تأثیر را دارد (مزرعه، انبار محلی، واحد فرآوری)
- نوع و تناوب تست آزمایشگاهی موردنیاز
زمانبندی و لایهبندی تستها
برنامه پایش مؤثر، چندلایه است؛ ترکیبی از تستهای دورهای در سطح مزرعه/منطقه، تستهای تأییدی روی بچهای تولیدی واحد فرآوری، و نهایتاً تست پیش از بارگیری روی محموله آماده صادرات. این لایهبندی کمک میکند مشکلات پیش از رسیدن محصول به مرحله نهایی شناسایی شوند، جایی که اصلاح آنها پرهزینه یا غیرممکن است.
بهطور معمول، برای بازار اتحادیه اروپا:
- افلاتوکسین در خشکبار پرریسک: پایش دورهای در طول فصل و تست نهایی روی هر محموله یا هر چند کانتینر همگن
- باقیمانده سموم: حداقل یک تست نماینده برای هر گروه تولیدی با الگوی سمپاشی مشابه
- فلزات سنگین: تست دورهای منطقهای و تکرار در صورت تغییر منبع تأمین
انتخاب آزمایشگاه؛ اعتبار، روش و گزارش
انتخاب آزمایشگاه، تعیینکننده «قابلیت استناد» نتایج در مقابل خریدار اروپایی و مراجع بازرسی است. معیارهای کلیدی انتخاب شامل:
- دارا بودن تأییدیههای معتبر (مانند ISO/IEC 17025 برای دامنه تستهای مربوطه)
- استفاده از روشهای تحلیلی همتراز با استانداردهای اروپایی
- شفافیت در روش نمونهبرداری، آمادهسازی نمونه و حدود آشکارسازی (LOD/LOQ)
- توانایی صدور گزارش رسمی به زبان انگلیسی با ذکر دقیق مشخصات نمونه، کد بچ و HS Code پیشنهادی
جدول نقشه اولیه مدیریت ریسک: آلودگیهای رایج، پیشگیری و نوع تست
برای بسیاری از صادرکنندگان، چالش اصلی این است که بدانند «کجا باید حساستر باشند» و چه نوع تستی را در چه مرحلهای انجام دهند. جدول زیر میتواند بهعنوان یک نقشه اولیه مدیریت ریسک عمل کند؛ نقطه شروعی برای طراحی برنامه پایش اختصاصی هر شرکت. صادرکننده میتواند بر اساس محصولات هدف خود، سطرهای مرتبط را انتخاب و سپس با توجه به مناطق تأمین، حجم پروژه و الزامات خریدار، عمق و تناوب تستها را تنظیم کند.
نکته مهم این است که این جدول جایگزین مشاوره فنی اختصاصی نیست؛ بلکه چارچوبی برای گفتوگوی ساختارمند بین صادرکننده، آزمایشگاه و شبکه تأمینکنندگان است تا تصمیمات مبتنی بر ریسک، نه حدس و خطا، گرفته شوند.
| آلودگی / محصول رایج | اقدامات پیشگیرانه کلیدی | نوع تست آزمایشگاهی پیشنهادی |
|---|---|---|
| افلاتوکسین در پسته صادراتی | مدیریت آبیاری و تغذیه باغ؛ برداشت بهموقع؛ خشککردن سریع؛ سورتینگ دقیق دانههای آسیبدیده و تیره؛ انبارداری در رطوبت پایین و تهویه مناسب. | تست افلاتوکسین مجموع و B1 با HPLC یا LC-MS/MS روی نمونه نماینده هر محموله یا هر بچ؛ در صورت طولانی شدن انبارداری، تکرار تست. |
| افلاتوکسین در کشمش و انگور خشک | جمعآوری سریع خوشههای رسیده؛ خشککردن کنترلشده روی توری یا سینی؛ اجتناب از تماس طولانی با خاک؛ سورتینگ و حذف دانههای کپکزده یا لهشده؛ کنترل رطوبت نهایی. | تست افلاتوکسین روی نمونه مرکب از چند نقطه مختلف محموله؛ استفاده از روش کروماتوگرافی تأییدشده؛ ثبت دقیق رطوبت در گزارش. |
| باقیمانده سموم در انگور تازه و کشمش | انتخاب سموم مجاز مطابق MRL اتحادیه اروپا؛ ثبت دفترچه سمپاشی؛ رعایت دقیق دوره کارنس؛ خودداری از اختلاط محصول مزارع با الگوی سمپاشی نامشخص. | تست چندباقیمانده سموم (Multi-Residue) با GC-MS/MS و LC-MS/MS؛ در صورت استفاده از سموم خاص، افزودن تستهای تکاستاندارد هدفمند. |
| باقیمانده سموم در خرمای مضافتی و سایر ارقام | بهکارگیری برنامه مدیریت تلفیقی آفات (IPM)؛ کاهش وابستگی به سموم پرریسک؛ ثبت عملیات مزرعه؛ جلوگیری از آلودگی ثانویه در انبارهای محلی و تونلهای سرد. | تست Multi-Residue روی نمونه نماینده هر منطقه تولید یا هر بچ با الگوی مشابه؛ بررسی تطابق نتایج با آخرین نسخه MRL اتحادیه اروپا. |
| فلزات سنگین در دانههای روغنی (کنجد، کلزا و…) | بررسی پیشینی وضعیت خاک و آب منطقه؛ اجتناب از تأمین از مزارع مجاور صنایع سنگین یا جادههای پررفتوآمد؛ پایش دورهای کودها و منابع آب. | اندازهگیری سرب، کادمیوم (و در صورت لزوم آرسنیک) با روشهای طیفسنجی اتمی (AAS یا ICP-MS)؛ تعریف تناوب تست بر اساس سطح ریسک منطقه. |
| فلزات سنگین و آلودگیهای فیزیکی در برخی خشکبار | کاهش تماس محصول با خاک؛ استفاده از دستگاههای تمیزکننده و جداکننده سنگریزه؛ پایش منظم وضعیت انبارها از نظر گردوغبار و منابع احتمالی آلودگی فلزی. | تست فلزات سنگین در شروع همکاری با هر منبع جدید؛ در صورت ریسک بالا، تکرار سالانه؛ ترکیب با آزمون ناخالصیهای فیزیکی و معدنی. |
خوانش درست نتایج آزمایشگاهی و ارتباط آن با HS Code و اسناد صادراتی
تطبیق واحدها، حدود و روشها با مقررات اروپایی
بسیاری از اختلافنظرها بین صادرکننده و خریدار اروپایی، ناشی از سوءتفاهم در خوانش نتایج است، نه الزاماً تفاوت واقعی در کیفیت. هنگام تفسیر گزارش آزمایشگاه باید به چند نکته کلیدی توجه کرد:
- واحد بیان نتایج (معمولاً میکروگرم بر کیلوگرم برای مایکوتوکسینها و فلزات سنگین، و میلیگرم بر کیلوگرم برای باقیمانده سموم)
- مقایسه با حدود مجاز اتحادیه اروپا برای همان محصول مشخص، نه گروه کلی متفاوت
- روش آزمون و حدود آشکارسازی؛ آیا روش بهاندازه کافی حساس بوده است؟
HS Code و طبقهبندی محصول؛ چرا مهم است؟
مقررات اروپایی اغلب حدود مجاز را بر اساس گروه محصول و کدهای تعرفهای مرتبط تعریف میکنند. انتخاب نادرست HS Code میتواند باعث شود محموله با استانداردهای گروه نامرتبط مقایسه شود. برای مثال، کشمش بستهبندیشده مصرف نهایی ممکن است در محدودهای متفاوت از کشمش فله برای فرآوری قرار گیرد.
بنابراین، صادرکننده باید:
- از HS Code مورد توافق با خریدار آگاه باشد و آن را در سفارش تست به آزمایشگاه ذکر کند.
- اطمینان یابد که گزارش آزمایشگاهی، توصیف محصول، شکل عرضه (فله/بستهبندیشده) و کد تعرفهای پیشنهادی را منعکس میکند.
- در صورت وجود ابهام، پیش از ارسال محموله، با خریدار درباره طبقهبندی و حدود قابل قبول هماهنگ شود.
جایگاه گزارش آزمایشگاهی در اسناد صادراتی
گزارش آزمایشگاهی، در کنار فاکتور، لیست بستهبندی، گواهی مبدأ و سایر مدارک، یکی از اجزای کلیدی پرونده صادراتی به اروپا است. بسیاری از خریداران حرفهای، علاوهبر دریافت گواهی آنالیز (COA)، انتظار دارند:
- نتایج کلیدی (مثلاً سطح افلاتوکسین یا سم خاص) در قرارداد ذکر شود.
- در صورت تکرار تست در آزمایشگاه مقصد، اختلاف احتمالی با شفافیت و بدون فرافکنی بررسی شود.
- در پروژههای بلندمدت، روند نتایج در چند محموله متوالی تحلیل و مستندسازی شود.
این سطح از شفافیت، بهویژه در پروژههای Private Label یا OEM برای برندهای اروپایی، بخشی از الزامات غیررسمی اما بسیار واقعی همکاری پایدار است.
نکات کلیدی و چکلیست عملی برای صادرکننده و تولیدکننده
۱. انتخاب آزمایشگاه
- بررسی دامنه اعتبار آزمایشگاه و تطابق آن با نوع تستهای موردنیاز (افلاتوکسین، Multi-Residue، فلزات سنگین).
- درخواست نمونه گزارش به زبان انگلیسی و ارزیابی شفافیت ساختار آن.
- ارزیابی زمان پاسخگویی، ظرفیت انجام تست در فصلهای اوج و امکان کالیبراسیون منظم تجهیزات.
۲. برنامهریزی نمونهبرداری
- تعریف پروتکل نمونهبرداری مکتوب (نقطه نمونهبرداری، تعداد زیرنمونه، وزن نمونه مرکب).
- نمونهبرداری پیشگیرانه در سطح انبار و واحد فرآوری، پیش از نهاییسازی محموله صادراتی.
- استفاده از برچسب و کدگذاری دقیق برای ارتباط بین نمونه، بچ تولید و محموله نهایی.
۳. نگهداری سوابق و ردیابی (Traceability)
- حفظ سوابق حداقل برای چند سال: گزارشهای آزمایشگاهی، دفترچه سمپاشی، اطلاعات مزرعه و انبار.
- ایجاد سیستم کدگذاری که امکان ردیابی هر پالت یا کانتینر به منبع اولیه (مزرعه یا گروه مزارع) را فراهم کند.
- استفاده از نرمافزارهای ساده یا حتی صفحات گسترده استاندارد برای مدیریت دادهها و تحلیل روند.
۴. ارتباط شفاف با خریدار اروپایی
- تبادل اطلاعات درباره الزامات خاص برند یا خردهفروش نهایی (Retailer Standard) در کنار مقررات رسمی اتحادیه اروپا.
- اشتراکگذاری پیشدستانه نتایج تستهای قبلی و برنامه پایش داخلی شرکت.
- توافق بر سر پروتکل برخورد با نتایج مرزی یا اختلاف بین نتایج آزمایشگاه مبدأ و مقصد.
۵. فرهنگسازی در زنجیره تأمین داخلی
- آموزش دورهای تأمینکنندگان و کشاورزان درباره اثر آلودگیها بر بازار و برند ملی.
- تعریف مشوق برای مزارع و واحدهای فرآوری که نتایج بهتر و ثبات کیفی بالاتری دارند.
- ایجاد ارتباط بین برنامههای کیفی و «ورود به شبکه تأمین» شرکتهای حرفهای مانند اوان تجارت.
جمعبندی: عبور ایمن از فیلتر آزمایشگاهی اتحادیه اروپا؛ نتیجه سیستم، نه شانس
بازار اتحادیه اروپا برای محصولات کشاورزی و غذایی ایران، جذاب اما پرریسک است. سطح سختگیری در مورد افلاتوکسین، باقیمانده سموم و فلزات سنگین بهگونهای است که اتکا به یک تست مقطعی یا اصلاح دقیقه نودی محموله، نه واقعبینانه و نه اقتصادی است. مسیر پایدار، طراحی و اجرای یک «سیستم مدیریت ریسک آلودگی» است که از مزرعه تا بارگیری و حتی پس از آن امتداد دارد.
این سیستم بر چند ستون استوار است: مدیریت علمی مزرعه و برداشت، انبارداری کنترلشده، سورتینگ و فرآوری حرفهای، انتخاب هوشمند آزمایشگاه، و فرهنگ مستندسازی و ردیابی. زمانیکه این اجزا بهصورت یکپارچه عمل کنند، نتایج آزمایشگاهی مثبت، بهجای اتفاقی بودن، به یک «الگوی تکرارشونده» تبدیل میشود و خریدار اروپایی میتواند روی ثبات کیفیت و ایمنی محصول ایرانی حساب کند.
در این چارچوب، هر محموله، فقط یک تراکنش نیست؛ حلقهای از یک همکاری بلندمدت است. صادرکنندهای که امروز در برنامهریزی آزمایشگاهی، انتخاب تأمینکننده و شفافیت اسنادی سرمایهگذاری میکند، فردا در مذاکرات قیمتی، توسعه برند و دسترسی به کانالهای پریمیوم خردهفروشی، قدرت چانهزنی بیشتری خواهد داشت. بهبیان دیگر، هزینه ساخت سیستم پیشگیرانه، در مقایسه با هزینه برگشت کالا، تخریب اعتبار و از دست دادن بازار، نهتنها توجیهپذیر، بلکه اجتنابناپذیر است.
نهایتاً، موفقیت بلندمدت صادرات به اروپا زمانی پایدار است که آزمایش، ردیابی و مدیریت ریسک، بخشی از هویت برند و زنجیره تأمین ایران شود؛ نه صرفاً پاسخی اجباری به الزامات گمرکی.
نقش اوان تجارت در مدیریت ریسک آلودگی و انطباق با الزامات اروپا
در چنین محیط پیچیدهای، حضور یک پلتفرم تخصصی که بتواند بین تولیدکننده ایرانی، آزمایشگاه و خریدار اروپایی پل بزند، مزیت راهبردی محسوب میشود. اوان تجارت با تمرکز بر زنجیره تأمین انتخابشده، کنترل کیفیت ساختارمند و خدمات فولسرویس صادراتی، کیفیت، آزمایش و Traceability را در قلب استراتژی خود قرار داده است.
این رویکرد شامل کار با تأمینکنندگان و واحدهای فرآوری است که آمادگی همسویی با الزامات اتحادیه اروپا را دارند، طراحی پروتکلهای نمونهبرداری و آزمایش متناسب با هر محصول و بازار مقصد، و همزمان مستندسازی دادههای کیفی برای استفاده در توسعه برند و مذاکرات B2B. در کنار این، از طریق تولید و انتشار محتوا در بخش اخبار و مقالات تحلیلی و «دانشنامه اوان تجارت»، این پلتفرم تلاش میکند تصویر شفافتری از ریسکها، استانداردها و فرصتهای بازار اروپا برای بازیگران ایرانی ارائه دهد.
برای خریدار اروپایی، همکاری با شبکهای که از ابتدا بر پایه مدیریت ریسک آلودگی، کنترل آزمایشگاهی و ردیابی دقیق بنا شده، بهمعنای کاهش هزینههای نظارت، کاهش احتمال اختلال در زنجیره تأمین و امکان برنامهریزی بلندمدت است. برای تولیدکننده و صادرکننده ایرانی نیز، این همکاری فرصتی است برای ارتقای سیستمهای داخلی و دسترسی پایدارتر به بازارهایی که استانداردهای آنها هر سال سختگیرانهتر میشود.
پرسشهای متداول درباره افلاتوکسین، سموم و فلزات سنگین در صادرات به اتحادیه اروپا
آیا انجام یک تست افلاتوکسین روی محموله نهایی برای صادرات به اروپا کافی است؟
خیر. یک تست مقطعی فقط تصویری لحظهای از وضعیت محموله خاص ارائه میدهد و جایگزین مدیریت ریسک در مزرعه، انبار و فرآوری نیست. اگر زنجیره تأمین شما متغیر باشد، پروتکل نمونهبرداری ضعیف تعریف شده باشد، یا شرایط انبارداری در طول زمان کنترل نشود، احتمال آلودگی ناهمگن و بروز نتایج متفاوت در آزمایشگاه مقصد بالا خواهد بود. برنامه پایش چندلایه (در سطح مزرعه، بچهای تولیدی و محموله نهایی) ریسک برگشت کالا را بهمراتب کمتر میکند.
چطور میتوانم بفهمم کدام سموم مورد استفاده در مزرعه، در اروپا محدود یا ممنوعاند؟
بهترین راه، مراجعه به پایگاههای اطلاعاتی رسمی MRL اتحادیه اروپا و تطبیق آنها با نسخه بهروز دستورالعملهای داخلی مزرعه است. در عمل، همکاری با مشاوران فنی آشنا با «ارزیابی خطر غذایی اروپا» و استفاده از تجربیات شرکتهای فعال در بازار اروپا، روند را سادهتر میکند. همچنین میتوانید از تأمینکنندگان بخواهید فهرست سموم مصرفشده و برچسب محصولات را مستند ارائه کنند تا برنامه تست Multi-Residue متناسب طراحی شود.
آیا همه محصولات نیاز به تست فلزات سنگین دارند؟
نه، اما نادیدهگرفتن فلزات سنگین در محصولات و مناطقی که ریسک ذاتی بالاتری دارند، خطرناک است. اگر خاک و آب منطقه تحت تأثیر فعالیتهای صنعتی، ترافیک سنگین یا مصرف طولانیمدت برخی کودها باشد، تست دورهای فلزات سنگین برای دانههای روغنی، برخی خشکبار و محصولات خشکشده منطقی است. معمولاً پس از چند دوره پایش، میتوان تصمیم گرفت که تناوب تستها کاهش یا افزایش یابد.
چگونه اختلاف بین نتایج آزمایشگاه مبدأ و مقصد را مدیریت کنم؟
ابتدا باید روش نمونهبرداری، نوع آزمون، حدود آشکارسازی و نحوه آمادهسازی نمونه در هر دو آزمایشگاه مقایسه شود. در بسیاری موارد، بخشی از اختلاف به ناهمگنی محموله یا تفاوت در پروتکل نمونهبرداری برمیگردد. پیش از بروز اختلاف، بهتر است در قرارداد، چارچوب مدیریت چنین مواردی (انجام تست سوم در آزمایشگاه مرجع، تقسیم هزینهها و…) تعریف شده باشد. شفافیت دادهها و مستندسازی دقیق، از تبدیل اختلاف فنی به بحران تجاری جلوگیری میکند.
آیا الزامات اتحادیه اروپا در مورد آلودگیها ثابت است یا دائماً تغییر میکند؟
مقررات اروپایی پویا هستند و بر اساس ارزیابیهای جدید EFSA و دادههای بازار، بهطور دورهای بازنگری میشوند. ممکن است MRL برخی سموم کاهش یابد یا استفاده از یک ماده فعال بهکلی ممنوع شود. به همین دلیل، اتکا به اطلاعات چندسال قبل خطرناک است. صادرکنندگان حرفهای، یا بهصورت مستقیم مقررات را رصد میکنند یا از طریق پلتفرمهایی که روی بازارها و صادرات بینالمللی تمرکز دارند، از آخرین تغییرات مطلع میشوند.










